در راستای آیات شریفه: "واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرقو" ، "وامرهم شورا بینهم" ، آقای مهدی صادقی تهرانی فرزند وسطای مرحوم آیت الله دکتر محمد صادقی تهرانی که قسمت علمی جامعة علوم القرآن را بر عهده دارد و نیز شاگردان و محبین مؤسسه جامعة علوم القرآن که در سایت شفاسنتر از آن یاد شده، می کوشند تا انقلاب قرآنی ایجاد شده در عصر زندگی مرحوم را با فرهنگ سازی و ادامه تعلیمات قرآنی بطرف یک بیداری قرآنی جهان شمول برسانند.

محمد جوکار|مومنان درقرآن چه کسانی اند؟

بسم الله الرحمن الرحیم
عنوان مقاله: «مومنان درقرآن چه کسانی اند؟»
مقدمه:


يافتن اسلام حقيقى در لابلاى انبوه گفتارها، فتاوا، احاديث ورويدادهاى تاريخى ،امرى بس سخت و دشوار است؛ از روزى كه رسول اكرم (ص ) رحلت فرمودند تا به امروز، بسيارى ازآویزه ها به اسلام چسبيده و حقيقتش را دگرگون ساخته است تا آنجا كه به نظر می آید که بحث از اسلام وحدود وثغور این آیین زندگی بخش وسیادت آفرین چيزى غیراز آن چیزی است كـه پـيامبر به امت و انسانهای درپی حق وحقیقت بخشيد.
بحث وگفتگو از این موضوع آن چنان ضروی به نظر می رسد که باید گفت که همۀ حد مرزها در مورد سعادت وشقاوت معتقدان وپیروان این مذهب به طور خاص و معتقدان وپیروان مذاهب دیگردر برابر این شریعت به این موضوع بستگی خواهد داشت چنان که این موضوع نیزجزو اصلی ترین مباحث مورد توجه قرآن می باشد وبه تبع آن  باید گفت که این کتاب آن را شایستۀ بحث وتوجه خاص انسانهای مخاطبش می داند.
طبیعی است بحث درمورد چنین موضوع مهمی نیازبه کنکاشی دقیق در منابع اصلی شریعت داردواز آنجا که موضوعاتی این چنینی همیشه مورد هجوم دسّ وتحریف افراد مختلف واقع شده اندلذاهمین امر، رجوع به منبعی خالی ازاین انحرافات ودست بردها را ضروری تر می گرداند.نظر به لطف وتوجهی که صاحب این شریعت نسبت به مخاطبان خود داشته این منبع اصیل را به آنهامعرفی کرده وعدم انحراف وتحریف آن راضمانت فرموده وهمۀ آنها را موظف به رجوع به آن کرده که:« وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا»(آل عمران/3،103)تا آنجا که حتی رسول گرامیش راهم از رجوع به این منبع اصیل وهدایت بخش استثنا نکرده که:« فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِك»(زخرف/43،44)پیامبرما  نیزدرهمین راستا همیشه خود را ملتزم به چنین وظیفۀ الهی دانسته که:« قُلْ إِنَّما أَتَّبِعُ ما يُوحى‏ إِلَيَّ مِنْ رَبِّي هذا بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُون»(اعراف/7،203)
ما نیز برای دریافت آموزه های این شریعت یگانه وظیفه ای جز رجوع به متن ها ونصوصی که پیامبر در قالب کتاب خدا به ارث گذاشته ، نخواهیم داشت. وبه عبارت دیگرباید درپی آن باشیم که حق وحقیقت را جدای از فضا ومحیط حاکم برآن بیابیم .  هرچند که پیمودن چنین راهی برای کسانی که فهمشان را از شریعت درحصار برداشت کسانی دیگر از نصوص پیامبر قرار داده اند به ظاهر مشکل وگاه محال می نماید.

در آیۀ 62بقرة چنین آمده است:
 «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هادُوا وَ النَّصارى‏ وَ الصَّابِئينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ»
«به يقين كسانى كه ايمان آوردند و كساني كه يهودى شدند و ترسايان و صابئان، هرآن كس كه به خدا و روز بازپسين ايمان آورد و كار شايسته كرد، آنها مزد خود را نزد پروردگار خود خواهند داشت و بر آنها نه بيمى هست و نه اندوهگين مي شوند.»
 قرار گیری این آیه  پس از ذکرنعمتهای خاص خداوند برقوم بنی اسرائیل و چگونگی کفران نعمتها ورفتارهای شرم آور آنان با پیامبران الهی واینکه با این اعمال شایسته غضب ونفرین الهی وبه تبع آن  ذلت ومسکنت گشته اند، بیانگر سنتی مستمر در بیان آیات قرآن است وآن اینکه خداوندهرگاه گمراهی وشقاوت قومی را یادآور شده بلافاصله به بیان راه برون رفت آن امت از این ذلت وخواری پرداخته  وآنها را به درمان آن درد فرامی خواند ودرتمامی آیاتش بندگان را به رجاو امیدواری سوق می دهد واز یأس وحرمان برحذر داشته است چنانکه حضرت یعقوب در مقام سفارش به فرزندانش می فرماید:«لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكافِرُونَ»(یوسف/12،87)                                                 « از رحمت خدا نااميد مباشيد، زيرا که جز گروه كافران كسى از رحمت خدا نااميد نمى‏گردد.»
 ونیز خدای متعال مایوس بودن از رحمت الهی را تنها صفت کافران بیان داشته که:«الَّذينَ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ لِقائِهِ أُولئِكَ يَئِسُوا مِنْ رَحْمَتي‏ وَ أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ»(العنکبوت/29،23)
« كسانى كه آيات خدا و لقاى او را منكر شدند، آنانند كه از رحمت من نااميدند و ايشان را عذابى دردناک خواهد بود.»
دراین آیه پس از ذکر این چهار گروه یعنی مسلمانان،یهودیان،مسیحیان وصابئین بابدل آوردن«من» موصوله این حکم مذکور در آیه را تعمیم می دهدکه هرکس به خداوند وروز حساب وجزا ایمان داشته وبر مبنای همین ایمان راستینش به کردار نیکووشایسته بپردازدبه تحقیق پاداش این فرد در نزد پرودگارش محفوظ وثابت است ودیگر هیچ غم واندوهی دراو کارگر نخواهد بود.
این آیه بدین شکل نیامده:«من آمن منهم»:«هر كس از ايشان ايمان بياورد»ـ يعنى ضميرى به موصول «الذين» بر نگشته ـ تا این عمومیت را بهتر برساند.
چنانکه همین عمومیت توسط  آیۀ17سورۀ حج نیزتایید می شود:«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هادُوا وَ الصَّابِئِينَ وَ النَّصارى‏ وَ الْمَجُوسَ وَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَة»(الحج/22،17) دراین آیه باتوجه به وحدت سیاقی که با آیۀ مورد بحث دارد مجوس را نیز در سلک موحدین درآورده واز مشرکین جدا دانسته است.
درآیۀ62 بقرة ونیزدرآیۀ69 مائده که همان سیاق به تکرارآمده است به دو رکن اساسی برای سعادتمندی انسانها اشاره کرده است:1ـ ایمان به خدا وسرای آخرت 2ـ انجام عمل صالح وشایسته برمبنای همان ایمان سابق
ودرجای دیگرابراهیم(ع) نیزدرمقام دعا همین دو اصل راشرط بهره برداری از ثمرات شهر امن  الهی یادآور شده وخداوند در پاسخ به ابراهیم(ع) گروه مقابل را وعدۀ عذاب النارداده است :« وَ إِذْ قالَ إِبْراهيمُ رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ قالَ وَ مَنْ كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَليلاً ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلى‏ عَذابِ النَّارِ وَ بِئْسَ الْمَصير»(بقرة/2،126):«و آن گاه كه ابراهيم گفت: پروردگارا، اين [سرزمين‏] را شهرى امن گردان و به مردمش، هر كس كه به خدا و روز قيامت ايمان آورد، از فرآورده‏ها روزى ده. [خداوند] فرمود: كسى كه كفر ورزد او را اندكى بهره‏مند مى‏سازم آن گاه او را [به ناچار] به سوى عذاب آتش مى‏كشانم و [آن‏] بد جايگاهى است.»
وچنانکه در بسیاری  از آیات نیزهمین دو،شرط اساسی نیک بختی قلمداد شده است.
ممکن است گفته شود از آنجایی که در آیات دیگر شروط دیگری نیز،همچون ایمان به فرشتگان وپیامبران و...  برای سعادتمندی ذکر شده است لذا باید گفت که این دو در کنار شروط دیگرمی توانند سعادت انسانها را تامین کنند به بیانی دیگر این دوشرط ،ازجمله شروط لازم برای سعادت هستندنه آنکه شرط کافی باشند.  
قبل از هرچیز بهتر است گفته شود که قرآن عناوینی چون ایمان واسلام را عناوینی درفرآیند تکامل ونقصان می داندنه آنکه تنها امرشان دائر بین بود(ایمان) ونبود(کفر)باشد به بیانی بهتر قرآن ایمان آوردن رامستمر ودائمی می داندهرچند که به طور خاص تنهابه اسلام آوردن ایمان اطلاق می گردد  به این آیات توجه کنید:« وَ لَمَّا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزابَ قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلاَّ إيماناً وَ تَسْليما»(احزاب/22،33) «هُوَ الَّذي أَنْزَلَ السَّكينَةَ في‏ قُلُوبِ الْمُؤْمِنينَ لِيَزْدادُوا إيماناً مَعَ إيمانِهِم»‏(فتح/4،48) «يَزْدادَ الَّذينَ آمَنُوا إيمانا»(مدثر/31،74) «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إيمانا»(انفال/2،8)  «وَ إِذا ما أُنْزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ أَيُّكُمْ زادَتْهُ هذِهِ إيماناً فَأَمَّا الَّذينَ آمَنُوا فَزادَتْهُمْ إيمانا»(توبه/124،9)ونیزدرآیات ابتدایی سورۀ بقرة خداوند گروه متقین را چنین معرفی می کند:« الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْب... الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْك... وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ» متاسفانه مترجمان به علت اینکه ظهور این آیات با آنچه پذیرفته اند مخالف بوده باآنکه سیاق این عبارات با«يُقيمُونَ الصَّلاة» و«وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُون»یکی بوده به ناچار آن دو را متفاوت ترجمه کرده اند:« آنان كه به غيب ايمان دارند و نماز را بر پا مى‏دارند»(انصاریان) وآیات دیگری که به خاطر طولانی شدن بحث متذکر نمی شوم این مطلب باسخنان اهل عترت نیز تایید می شود چنانکه امام سجاد درمقام دعا چنین می فرماید:«اللهم صل علی محمدوآله وبلّغ بایمانی اکمل الایمان واجعل یقینی افضل الیقین.»
وبدین بیان ایمان آوردن به خدا وسرای دیگرهمان چیزی است که انسان رابه سوی عمل وکردار شایسته برمبنای همان ایمان راستین وامی دارد چنانکه درادامه نیز همین ایمان اصل اورا به سوی ایمان به حقائق دیگری در مسیر هدایت وامی دارد:«فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدا»(کهف/110،9)
 خود «عمل صالح»نیزمعنایی فراتر از آنچه تصور می شده ومی شود برمبنای قرآن دارد تا آنجا که برخود ایمان برخدا وحتی خود فرد مکلف اطلاق عمل شده است:« قالَ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ»(هود/46،11) «وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ الْكِتابِ وَ النَّبِيِّينَ...»(بقرة/177،2)
ولذا ایمان وعمل به تمامی آنچه در کنارآن دواصل اساسی درقرآن آمده در راستای تکامل بخشی به همان دواصل است نه آنکه چیزی جدای از آن دو باشندگرچه کسانی هم که به خاطرقصور یا تقصیر موفق به طی مراحل دیگر ایمان وحتی اسلام که:« فَلَمَّا أَسْلَما وَ تَلَّهُ لِلْجَبين»(صافات/103،37)نمی گردندامکان سعادتمندی شان از نظر قرآن نفی نشده است که :« يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتاتاً لِيُرَوْا أَعْمالَهُمْ فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ»(زلزله/8ـ6،99):«در آن روز مردم گروه گروه و پراكنده بيرون آيند تا اعمالشان به آنها نمايانده شود. پس كسى كه به اندازه سنگينى ذره‏اى نيكى كند آن را بنگرد. و كسى كه به اندازه ذره‏اى بد كند آن را بنگرد.»
بعضی از مفسرین چون مفاد این آیه وآیات دیگر را درتضاد با مبانی پذیرفته شده در علم کلام دیده اند،بیان داشته اند که مراد از این اهل کتاب آنهایی اند که پس از پذیرفتن ارکان اسلام به سلک مسلمانان درآمده اند نه آنان که همچنان به دین ومسلک خود معتقد باشند.
در جواب باید گفت که در این آیه «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا»به قرینۀ مقابله مرادش مسلمانان بوده وبازبه همین قرینه مراد از«الَّذِينَ هادُوا وَ النَّصارى‏ وَ الصَّابِئِين»نیز یهودیان ومسیحیان وصابئینی هستند که هنوز به سلک مسلمانان در نیامده اند. چنانکه خداوند در آیات دیگری از قرآن نیز گروهی از اهل کتاب را با همین بیان ازاهل نجات وسعادت به شمار آورده است.
 در آیۀ112 آل عمران  پس از خبر دادن از ذلت ومسکنتی که اهل کتاب به آن دچار شده اندبا سیاق وعباراتی که مشابه آیۀ61 بقرة است می فرماید:« لَيْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ يَتْلُونَ آياتِ اللَّهِ آناءَ اللَّيْلِ وَ هُمْ يَسْجُدُون»:«يكسان و برابر نيستند، از اهل كتاب گروهى [به فرمانبردارى خداى‏] ايستاده‏اند، آيات خدا را شبانگاهان مى‏خوانند و سجده مى‏كنند».                                            براهل علم مخفی نیست که مراد این آیه، اهل کتاب با حفظ مسلک وعقیده شان است وگرنه کسانی که به رسالت پیامبر اسلام ایمان دارند به «الذین آمنوا»در عرف قرآن شناخته می شوند نه اهل کتاب!   ودرآیات بعدی پس ازذکر صفات دیگری ازاین گروه، مدح آنان را بااین عبارت به پایان می برد:«وَ ما يَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَلَنْ يُكْفَرُوهُ وَ اللَّهُ عَليمٌ بِالْمُتَّقينَ»:«و هر كار نيكى كه كنند هرگز ناسپاسى نبينند وخداوند به [حال‏] پرهيزگاران داناست.» وبسیار روشن است که  کسانی که خدا آنان را با وصف «متقین»می ستاید هرگز اهل شقاوت وضلالت نخواهند بود.
در آیۀ82مائده آمده است:« لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ أَشْرَكُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ قالُوا إِنَّا نَصارى‏ ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُون»
در این آیه نیزپس از آنکه یهودونصاری را از مشرکین جدا دانسته مسیحیان را به لحاظ محبت ودوستی نزدیکترین مردم به مسلمانان به شمارمی آورد ومسلم است اینها کسانی اند که هنوز ایمان به دین اسلام نیاورده اند در پایان به ذکر علت این دوستی ونزدیکی می پردازدکه«اين از آن است كه از آنان کشیشانی[حقجو] هستند و [نيز] از آن روست كه آنان[:مسیحیان] كبر نمى‏ورزند.»
 در آیۀ 137بقرة چنین آمده است:«فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ ما آمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوْا»دراین آیه نیزپس از ذکر سخنان یهودیان ومسیحیان که هرکدام سعادتمندی را منوط به ایمان آوری به آیین خود می دانستند با آوردن عبارت« فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ ما آمَنْتُمْ بِهِ»این حقیقت را تاکید می ورزد که اهل کتاب اگر به همان آیین خود جدای آن تحریفات وپیراسته هایی که برآن بسته اند ایمان آورده وبدان ملتزم باشندبه راستی به هدایت وسعادت گراییده اند اگردرآیه چنین آمده بود:«کما آمنتم به»:«همانگونه که شما ایمان آوردید.»بله مراد این بود که آنها اگر همانند شما به اسلام ایمان بیاورند اهل هدایتند اما آیه به نص« بِمِثْلِ ما آمَنْتُمْ بِهِ»:«به همانند آنچه ...»به همان حقیقت ذکر شده اشاره دارد.
گروه دیگری از مفسران با تمسک به آیاتی همچون« إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ»(آل عمران/19،3) ونیز«وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ»(آل عمران/85،3) اهل ادیان دیگر را اهل باطل وانحراف دانسته اند.
در جواب این گروه باید گفت که مراداز«الاسلام»با دقت درسیاق  ماقبل وما بعد این آیات جنس اسلام بوده وشامل تمامی ادیان آسمانی می گرددوبه اصطلاح الف ولامش عهد می باشد چنانکه بسیاری ازمفسران همچون علامه طباطبایی  وعلامه مصطفوی  وآیت الله طالقانی  نیزبدان تصریح فرموده اند؛ قرآن نیزدر آیات بسیاری از خود وظیفۀ تمامی پیامبران الهی را آوردن دینی به نام«اسلام» معرفی می کند:« وَ وَصَّى بِها إِبْراهيمُ بَنيهِ وَ يَعْقُوبُ يا بَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ لَكُمُ الدِّينَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُون»(بقرة/132،2) :«هنگامى كه پروردگارش به او فرمود: «تسليم شو»، گفت: «تسلیم پروردگار جهانيان شدم.».و ابراهيم و يعقوب، پسران خود را به همان [آيين‏] سفارش كردند [و هر دو در وصيتشان چنين گفتند:] «اى پسران من، خداوند براى شما اين دين را برگزيد پس، البته نبايد جز مسلمان بميريد.»»
علامه سید محمد حسین فضل الله نیزهمین مطلب را ذیل آیه با طرح سوالی باعنوان«آیا این آیه نسخ شده است؟»وجواب از آن مطرح داشته اند:«بعضی از مفسرین درصدد جوابگویی به این سوال برآمده اند وفرموده اند که این آیه با آیۀ« وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ»( آل عمران/3،85)نسخ شده است.
اما ما خود را از جواب به این سوال بی نیاز می دانیم زیرا مدلول این آیه با آن مدلول آن آیات تنافی ندارند تا ما آن آیات را ناسخ آیه مورد بحث بدانیم زیرا آنچه از آیه 85 سوره آل عمران بدست می آید این است که مراد از«الاسلام»به قرینۀ آیات ماقبل ونیزبه قرینه آیاتی که اسلام را دین حضرت ابراهیم معرفی می کند اسلام به معنای عام آن که شامل تمامی ادیان آسمانی است می باشد نه معنای اصطلاحی وخاص آن.»
طبیعی است که مراد ما از اثبات اینکه خداوند وظیفۀ تمامی پیامبران را آوردن دینی به نام «اسلام» دانسته وتمامی ادیان در حقیقتی به نام «تسلیم واسلام در برابر حق»مشترکند این نبوده که:«بنابراین نیازی به ایمان آوری مکلفان به شریعتی کاملتر از آنچه بدان معتقدند نیست.»
زیرا در ابتدای مقاله به تحقیق در این باره گفته آمد.جدا از آنکه بسیاری از عامّۀ اهل کتاب چون حقیقت شریعت اسلام برایشان به درستی بیان نشده به همان عقیدۀ آبا واجدادی خود باقی بوده وباقی خواهند ماند.
سید علی اکبر قرشی در تفسیر«احسن الحدیث»نیز درذیل آیۀ62 بقرة می فرمایند:« اين آيه به خوبى نشان مى‏دهد كه اديان همه جنبه طريقيت دارند، حتى پيامبران و امامان عليهم السّلام و آنچه موضوعيت دارد و غرض اصلى است فقط سه اصل ايمان به خدا و معاد و عمل صالح است كه بايد در انسان وجود داشته باشند،و خلاصه اديان آسمانى همين سه مسئله است و پيامبران پيش از اين سه مسئله چيزى نياورده‏اند.                                                                                                                                             ونیزاگر ما باشيم و آيه اول و دوم، معلوم مى‏شود: مسلمانان، يهودان نصارى و صابئان در صورت دارا بودن به سه اصل فوق، اهل نجات و اهل بهشت هستند. نمى‏شود گفت: منظور از آيه كسانى هستند كه پيش از پيدايش اسلام بوده‏اند، زيرا ظهور آيه و مخصوصا كلمه «من آمن» كه متضمن معنى شرط است، مانع از اين تأويل مى‏باشد.»  
وخلاصه آنکه برمبنای آیه حداقل میزان برای سعادت انسان معرفی شده وپس ازآن افراد به حکم«فلهم اجرهم»برمبنای تقصیر وقصورشان دررابطه باآن دواصل اساسی مراتب سعادت وشقاوتشان متفاوت خواهد گشت.
در این بین بعضی دیگراز مفسرین با تمسک به آیاتی که اهل کتاب را به خاطر تثلیث در اعتقاد به خداوندبه کفر منتسب دانسته اهل کتاب را از دایرۀ اهل هدایت خارج دانسته اند از جملۀ آن آیات این آیه است: «لَقَدْ كَفَرَ الَّذينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسيحُ ابْنُ مَرْيَمَ وَ قالَ الْمَسيحُ يا بَني‏ إِسْرائيلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النَّارُ وَ ما لِلظَّالِمينَ مِنْ أَنْصار» (مائده/72،5)
اما باید گفت چنانکه قرآن در این مورد تصریح دارد ونیزمحققان در علم ادیان نیز فرموده اند عقیدۀ تثلیث عقیدۀ عده ای از مسیحیان هست وگرنه گروهی از آنان نیزهمانند مسلمانان به توحید در عبادت معتقدند.  
به بیان دیگر می توان گفت که خداوند در مقابل اهل کتاب دونوع هدایت و دعوت را مطرح کرده است یکی دعوت حداکثری که همان فراخواندن به دین اسلام مصطلح با تمامی لوازم ومتعلقات آن ودیگری دعوت وهدایت حداقلی که اگر به این شریعت آخرین ملتزم نیستید در نهایت به اصل توحید وشریک نورزیدن وعبادت خالص برای او که اصل مشترک تمامی ادیان آسمانی است پایبند باشید:« قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ »(آل عمران/64،3):«بگو: اى اهل كتاب بياييد به سوى سخنى [گراييم‏] كه ميان ما و شما يكسان است: وآن اين كه جز خداى يكتا را نپرستيم و چيزى را با او شریک نسازيم و برخى از ما برخى را به جاى خداى يكتا به خدايى نگيرد. پس اگر پشت كنند و برگردند بگوييد: گواه باشيد كه ما مسلمانيم- خداى يكتا را گردن نهاده‏ايم.»
به هرحال آیۀ 62 بقرة ونیزآیۀ69مائده شرط اساسی نیک بختی در سرای آخرت را ایمان به توحید دانسته وطبیعتاً کسانی ازاهل کتاب که به سبب انحراف در عقیده به این اصل اساسی معتقد نباشند از دایرۀ اهل سعادت بیرون خواهند بود.
از مفسرین دیگری که به مفهوم آیه ـ سعادتمندی اهل کتاب در صورت داشتن آن دوشرط ـ تصریح داشته اند می توان از شیخ طوسی درتفسیر تبیان و علامۀ مصطفوی در تفسیر روشن ونیز آیت الله صادقی در تفسیر الفرقان نام برد.     
ودرپایان باید گفت که متاسفانه ما نه تنهاباعدم توجه به آموزه های قرآن اهل کتب آسمانی را اهل هدایت ندانسته ایم بلکه کسانی را هم که همانند ما به شریعت اسلام معتقداند اما به امامت ائمه معتقد نمی باشند را هم اهل دوزخ دانسته وحتی در بعضی از مواقع آنها را به کفر منتسب دانسته ایم تا آنجا که در فقهمان آنان را چنین وصف کرده ایم:«أنجس من الكلاب الممطورة»                                                                                                                                و دایرۀ سعادت ونجات راچنان ضیق کرده ایم که حتی شیعیان معتقد به ائمه ای کمتر از ائمۀ اثنی عشری را نیزبا استناد به روایاتی در همین حکم وارد کرده ایم:« ينبغي ان يعلم ان جميع من خرج عن الفرقة الاثني عشرية من افراد الشيعة كالزيدية و الواقفية و الفطحية و نحوها فان الظاهر ان حكمهم كحكم النواصب فيما ذكرنا لان من أنكر واحدا منهم (عليهم السلام) كان كمن أنكر الجميع كما وردت به اخبارهم...و لهذا نقل شيخنا البهائي (قدس سره) في مشرق الشمسين ان متقدمي أصحابنا كانوا يسمون تلك الفرق بالكلاب الممطورة أي الكلاب التي أصابها المطر مبالغة في نجاستهم و البعد عنهم. و الله العالم.»
واین رویه را چنان ادامه داده ایم که حتی مراد از«المومنون»و«الذین آمنوا» در قرآن راعلاوه برلسان احادیث تنها  کسانی دانسته ایم که معتقد به همین مذهب هستند.
این درحالی است که اگر ما مراد از«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَة»(حجرات/49،10) را تنها شیعیان بدانیم چنانکه بعضی چنین خیال کرده اند علاوه برآنچه تا به حال گفته ایم که «الذین آمنوا»به قرینۀ مقابله تمامی ایمان آورندگان به شریعت آخرین را شامل می شود، بایدمراد از آیۀ قبل ازآن یعنی«وَ إِن طَائفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما»(حجرات/49،9)را نیز شیعیان بدانیم که فساد آن بی نیاز از بیان خواهد بود.
 علاوه برآنکه آیات بسیاری این قول را رد می کند برای نمونه به دقت به این آیات بنگریدکه اراده کردن تنها گروه خاصی از مسلمانان در آنان به غایت مستهجن است:
«الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ طَعامُ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ حِلٌّ لَكُمْ وَ طَعامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنينَ غَيْرَ مُسافِحينَ وَ لا مُتَّخِذي أَخْدانٍ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ»(مائده/5،5)
«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَقْتُلُوا الصَّيْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ»(مائده/95،5)
«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا شَهادَةُ بَيْنِكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حينَ الْوَصِيَّةِ اثْنانِ ذَوا عَدْلٍ مِنْكُمْ أَوْ آخَرانِ مِنْ غَيْرِكُمْ»(مائده/106،5)
«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»(بقرة/183،2)
خلاصه آنکه قائل شدن به چنین اقوالی که براثرعدم دقت وتدبر درقرآن است جزایجاد تفرقه ودشمنی در میان مسلمین نتیجه ای  به دنبال نخواهد داشت.
وودرپایان بایدبگویم کتابی که بنا به بیان خود قرآن وتوصیۀ ائمۀ بزرگوار ما تنها وسیلۀ سنجش سخن حق از باطل است: « كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلى‏ صِراطِ الْعَزيزِ الْحَميد»(ابراهیم/1،14)و«لاتکشف الظلمات الابه» متاسفانه  درمیان حوزه های علمیه ما نقشی جز بیان کلیاتی درعلم کلام واخلاق نداشته است:« كَأَنَّهُمْ أَئِمَّةُ الْكِتَابِ وَ لَيْسَ الْكِتَابُ إِمَامَهُمْ  فَلَمْ يَبْقَ عِنْدَهُمْ مِنْهُ إِلَّا اسْمُهُ وَ لَا يَعْرِفُونَ إِلَّا خَطَّهُ وَ زَبْرَه»

 

منابع:

 

  1. ـ تفسیر نور ذیل آیه
  2.   ـ تفسیر المیزان ذیل آیۀ19 آل عمران ونیزبنگرید ذیل آیۀ130 بقرة که علامه سخن ازمراتب اسلام به میان می آورد نه اسلامی بسیط!
  3.   ـ تفسیرروشن ذیل آیۀ 85 آل عمران
  4.   ـ تفسیر پرتویی از قرآن ذیل آیۀ19آل عمران
  5.   ـ تفسیر من وحی القرآن ذیل آیه
  6.   ـ تفسیر احسن الحدیث ذیل آیه
  7.   ـ شرح الاساس الکبیرج1ص422ونیزتفسیر مراغی ذیل آیۀ65زخرف
  8.   ـ جواهر الکلام ج3ص294ناشر موسسه دائرالمعارف فقه اسلامی
  9.   ـ الحدائق الناظره ج5ص190ناشر دفتر انتشارات اسلامی
  10.   ـ جواهر الکلام ج22ص60 ناشر موسسه دائرالمعارف فقه اسلامی
  11.   ـ نهج البلاغه فیض الاسلام خطبۀ18
  12.   ـ نهج البلاغه فیض الاسلام خطبۀ147

خبرنامه علوم قرآن

دریافت آخرین اخبار و آپدیت های سایت:

پایگاه های مرتبط

فرقان شفاسنتر

پل های ارتباطی

  • آدرس دفتر قم:
    ایران - قم - بلوار محمد امین (ص) بین کوچه 11 و 13
  • تلفن های تماس:
    02532930344
    09127553030
    09124553030
  • سامانه پیام کوتاه:
    10009127553030
  • پست الکترونیک:
    این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید