در راستای آیات شریفه: "واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرقو" ، "وامرهم شورا بینهم" ، آقای مهدی صادقی تهرانی فرزند وسطای مرحوم آیت الله دکتر محمد صادقی تهرانی که قسمت علمی جامعة علوم القرآن را بر عهده دارد و نیز شاگردان و محبین مؤسسه جامعة علوم القرآن که در سایت شفاسنتر از آن یاد شده، می کوشند تا انقلاب قرآنی ایجاد شده در عصر زندگی مرحوم را با فرهنگ سازی و ادامه تعلیمات قرآنی بطرف یک بیداری قرآنی جهان شمول برسانند.

محمود مردانی | من أي شيء خلقت الأجسام؟

من أي شيء خلقت الأجسام؟

لقد بحث المفكرون و الفلاسفة آلاف السنين عن جواب لهذا السؤال المهم : من أي شيء خلفت الأجسام و الأشياء ؟
هل خلقت الأجسام و الأشياء من ذات الواجب عز و جل مباشرة و بدون أية واسطة ؟
أم خلقت الأجسام و الأشياء من ذات الواجب جل جلاله بطريقة غير مباشرة و بواسطة خلق آخر ؟
بعبارة أخرى هل خلق الواجب سبحانه و تعالى مخلوقا و ذلك المخلوق خلق الأجسام و الأشياء كلها ؟
أم خلقت الأجسام و الأشياء من العدم ؟
إن خلق الأجسام  الأشياء من ذات الواجب جل شأنه أمر مستحيل سواء كان بشكل مباشر أو بشكل غير مباشر لأن بين ذات الواجب عز اسمه و الأجسام تباين ذاتي و يستحيل أن تخرج الأجسام و الأشياء من ذات الواجب عز و جل بمليون واسطة أو أكثر لأن الواحد البسيط لن يخرج منه شيئا و لي يصدر عنه شيئا .
و أيضا فإن من غير الممكن أن يخلق و يصنع من العدم شيء لأن العدم فاقد لكل شيء فلا جرم أن لن يخلق منه شيء و لن يصدر عنه شيء .
يجب أن نعرف بأن نظرية الخلق عبر التجلي ليست حلا لهذه المشكلة لأنه دائما يتحقق التجلي عبر الفعل و الخلق و لا بالعكس .
فإذاً من أين جاءت الأجسام و الأشياء ؟ و من أي شيء خلقت؟
الإمام الباقر (ع) في الحديث التالي جاوب عن هذا السؤال :
حدثنا علي بي أحمد بن محمد بن عمران الدقاق (ره) قال : حدثنا محمد بن أبي عبدالله الكوفي ، عن محمد بر إسماعيل البرمكي ، عن الحسين بي الحسن ، قال : حدثني أبو سمية ، عن إسماعيل بن أبان ، عن زيد بن جبير ، عن جابر الجعفي ، قال : رجل من علماء أهل الشام إلى أبي مجعفر (ع) ، فقال : جئت أسألك عن مسألة لم أجد أحدا يفسرها لي ، و قد سألت ثلاثة أصناف من الناس ، فقال كل صنف غير ما قال آخر، فقال أبو جعفر (ع) : "و ما ذلك" فقال : أسألك ، ما أول خلق الله عز جل من خلقه ؟ فإن بعض من سألته قال : القدر ، و قال بعضهم : العلم ، و قال بعضهم : الروح ، فقال أبو جعفر (ع) : "ما قالوا شيئا ، أخبرك أن الله علا ذكره كان و لا شيء غيره ، و كان عزيزا و لا عز ، لأنه كان قبل عزه ، و ذلك قوله : "سبحان ربك رب العزة عما يصفون" و كان خالقا و لا مخلوق ، فأول شيء خلقه من خلقه الشيء الذي جميع الأشياء منه و هو الماء" فقال السائل : فالشيء خلقه من شيء أو من لا شيء ؟ فقال  (ع) : "خلق الشيء لا من شيء كان قبله ، و لو خلق الشيء من شيء إذا لم يكن له انقطاع أبدا ، و لم يزل الله إذاً و معه شيء ، و لكن كان الله و لا شيء معه ، فخلق الشيء الذي جميع الأشياء منه ، و هو المآء . (توحيد الصدوق ، باب التوحيد و نفي التشبيه ، ص 71 ، ح 20) .
هنا يطرح سؤال آخر و هو : فما معنى "لا من شيء كان قبله" هل معنى "لامن شيء كان قبله" هو "من شيء" ؟
أم أن معنى "لامن شيء كان قبله" هو "من لا شيء" ؟
أو "لا من شيء كان قبله" له معنى آخر ؟
إن كان لعبارة "لا من شيء كان قبله" معنى آخر ، غير "من شيء " (يعني من موجود) ، و غير "من لا شيء" (يعنى عدم) ، إذا فما هو المعنى الآخر ؟
1 – "من شيء" يعني من موجود .
2 – "من لا شيء" يعني من العدم .
3 – بمعنى غير المعنيين الأولين .
الإحتمال الأول مرفوض كما رفض الإمام الباقر (ع) إذ قال : "و لو خلق الشيء من شيء إذا لم يكن له انقطاع" .
أيضا الإحتمال الثاني مرفوض لأنه :
اولا : كما قلنا : العدم فاقد لكل شيء فلن يصنع منه شيئا .
ثانيا : إن كان مراد الإمام الباقر (ع) من عبارة "لا من شيء كان قبله" معنى "من لا شيء" لقد قال : "من لا شيء" و تغيير الكلام من "لا شيء" إلى "لا من شيء" دليل واضح على اختلاف المعنى في التعبيرين المختلفين .
فإذاً اإحتمال الصحيح بين هذه الإحتمالات الثلاث تكون الإحتمال الثالث ، أما توضيح الإحتمال الثالث :
نعرف بأن إي جسم ذات أجزاء ، و مركب من آحاد ، و لكن هذه الآحاد مركب من الجزئين ، كما يقول الله سبحانه و تعالى في كتابه المجيد : "من كل شيء خلقنا زوجين" (الذاريات : 49) ، و من الأشياء الجزء الأخير في الأجسام هو ذات جزئين .
أي جسم نرى في الخارج هو ذات أجزاء ، و أجزائه تكون علته المادية ، لأن أي حقيقة ذات أجزاء ، تكون الأجزاء علة المادية للمجموعة ، و الجزء الأخير من الأجسام هو علة المارية للأجسام كلها ، و تكوّن الجزء الأخير من جزئيها .
فإذاً إن لم يكن الجزئين موجودان لم يكن الجزء الأخير مكوّن ، و لم يكوّن الجسم ، هناك جزء "الف" و جزء "ب" ، و جزء "الف" يكون علة لجزء "ب" ، و جزء "ب" يكون علة لجزء "الف" ، و أي واحد من الجزئين يكون علة للجزء الثاني ، و أي واحد منهما لن يكون له وجود إلا بوجود الثاني .
إذا تحقق وجود الجزئين من بعض بنفس الوقت تحقق وجود الجزء الأخير للأجسام بلا تقدم الزماني .
 فإذاً الجزء الأخير من الأجسام تحقق وجوده من الجزئين اللذان ما كانا موجودين قبله .
نتيجة الأمر خلق الجسم من شيئين اللذان لم يكونان موجودان قبله ، بل تحقق وجود الجزء الأخير من الأجسام و جزئيها مع بعض ، و هذا معنى ل "لا من شيء كان قبله" .
و الحمد لله رب العالمين
و الصلاة و السلام على محمد و آله
د . محمود – مرداني
بيروت - لبنان
13 . 5 . 2012

پیش گفتار

آغاز میکنم با نام و یاد آن آغازگری که آغازکننده آغاز است و بی آغاز او نه آغازی است و نه انجامی .

ستایش آن پدید آورنده ای که پدیدآورنده ای که پدید آورنده هر هر پدیده ای است ، پدیدآورنده ای که بر آنکه پدیده ای بوده باشد پدید آورد و جهانی سراسر علم و حکمت و رحمت و زیبایی را پدید آورد .

و درود بی پایان بر گل سرسبد پدیده ها محمد مصطفی(ع) وخاندان گرامیش (ع) که همه پدیده ها تفیل وجود آن ستارگان آسمان علم و تقوا و هدایت پدید آمده است .

و سپاس آن آغازگر بی نظیر بی بدیل را که این توفیق را بر این کمترین داد که در دست گرفته و پیرامون آغاز پدیده ها نوشتن آغاز نموده و ترسیمگر جلوه ای دلکش و زیبای آن  زیبا آفرین باشد و به پیشگاه اندیشمندان زیبا دوست حکمت مدار تقدیم نماید .

موضوع مورد بحث

آنچه که در این نوشتار از نظر خواننگان گرامی میگذرد این است که ماده اولیه از چه چیزی پدید آمده است ؟

اما پیش از ورود به بحث لازم است که بدانیم مراد از ماده اولیه چیست؟

همه میدانیم که پیش از پدید آمدن هر پدیده ای خدای متعال بود و جز او هیچ نبود ، او بود و دیگر هیچ ، نه چیزی بود و نه کسی (پاورقی- ما برآن باوریم که هیچ حقیقتی جز ذات اقدس الهی قدیم و ازلی نبوده و اعتقادی به قدم فیض نداشته و نداریم که البته در این خصوص مباحث بسیاری هست که به یاری حق در جای خود بیان خواهد شد . ) و آنحضرت چیزی را برای اولین بار بقدرت بی انتهایش پدید آورد که ازآن پدیده نخستین دیگر پدیده ها را پدید آورد .

حال سوال اینجاست که این پدیده و این نخستین آفریده حضرت حق از چه چیزی پدید آمده است ؟ زیرا در آن هنگام و هنگامه جز ذات اقدس الهی چیز دیگری نبود ، سوالی که هزاران سال است افکار اندیشمندان و فلاسفه و متفکرین عالم را بخود مشغول داششته و از عهد فلاسفه یونان این سوال مطرح بوده و در عهد معصومین (ع) نیز مطرح میشده و از حظ عالم علم و دانش این سوال از ایشان (ع) پرسیده شده و آن بزرگواران (ع) بدین سوال پاسخ گفته اند و پاسخ آنان (ع) بدست ما رسیده است .

براستی این ماده نخستین که مادر همه دیگر پدیده ها میباشد از چه چیزی پدید آمده است ؟

همه میدانیم که هر چیزی از چیزی پدید میآید و در آن هنگام که خدا بود و جز او چیزی نبود این ماده اولیه از چه چیزی پدید آمد ؟

آیا این ماده اولیه از عدم و نیستی زاده شده است ؟ ویا اینکه از ذات اقدس الهی پدید آمده است ؟

آیا غیر از این دو احتمال ، احتمال دیگری هم در میان هست؟ و اگر احتمال دیگری هست ، آن احتمال چیست و کدام است ؟

دسته ای از دانشمندان ونظریه پردازان احتمال نخست را برگزیده و چنین گفته و میگویند که خدای قادر و توانا با قدرت بی انتهایش ماده اولیه را از عدم پدید آورده و از پس پرده نیستی و عدم بیرونش آورده  و بدین ترتیب هستی را از نیستی پدید آورده است .

و دسته دیگر از این فرزانگان پرآوازه نظریه دوم و احتمال دیگر را اختیار نموده و چنین گفته اند که خدای منان هستی را از ذات خویش پدید آورده و آفریده است ولی نه بصورت مستقیم و مباشر ، بلکه با واسطه ، و هریک نظریه دیگری را باطل نموده و از میان برداشته اند ، درحالی که قرآن و رسول قرآن (ص) و خاندان پاکش (ع) هر دو احتمال و نظریه را از میان برداشته  رای دیگری را به میان گذارده  و راه حلی قطعی برای این مشکل و معضل علمی بدستمان  داده و مشکل را از ریشه و از بیخ و بن کنده اند ، و ما نیز بر همان باور برده و در سدد بیان و توضیح و تشریح این نظریه سوم هستیم ، چنانچه آن مرد شامی خدمت امام باقر (ع) رسیده و عرضه داشت :"آمده ام تا از مسأله ای سؤال کنم که کسی را نیافتم تا (پاسخ صحیحی بدان داده ) و تفسیر روشنی را بیان نموده باشد ، از سه گروه از مردم سؤال نمودم و هر یک بنحوی پاسخ دادند و هر پاسخ با دیگری تفاوت داشت ."  امام باقر (ع) فرمودند:"و آن سؤال چیست ؟ " مرد شامی عرضه داشت :"اولین پدیده ای که خدا از آن پدیده های دیگر را آفرید کدام است ؟ بدرستی که برخی از آنانی که این سؤال را پرسیدم گفتند : که قدرت میباشد و بعضی دیگر گفتند که علم است و گروهی دیگر پاسخ دادند که روح میباشد".

امام باقر (ع) فرمودند:" آنها چیزی نگفته اند ( یعنی پاسخ صحیحی نداده اند ) با خبرت سازم ، براستی که خدایی که یادش بلند مرتبه میباشد ، بود و غیر او چیزی نبود ، او عزیز (و شکست ناپذیر ) بود ، بدرستی که او پیش از عزتش بود و این سخن اوست که میفرماید: پاک و منزه است پروردگار تو که پرورش دهنده عزت بوده و از آنچه که وصف میکنند پاک و منزه میباشد ، و او آفریننده بود و آفریده ای نبود ، و نخستین چیزی که از پدیده هایش آفرید که همه پدیده ها از آن پدید آمده ماء میباشد ( ماء در اینجا به معنای آب نیست بلکه مراد ماده ای چون آب روان میباشد چنانچه عرب به هر ماده روانی ماء میگوید و این همان ماده ای است که همه چیز حتی آب نیز ازآن پدید آمده است ) ".

سپس آن مرد شامی پرسید :"آن چیز را از چیزی پدید آورد ، یا از عدم ؟" حضرت پاسخ دادند :"او آن چیز را نه از چیزی که پیشتر بوده باشد پدید آورد ، اگر او ( یعنی خدای متعال ) آن چیز را ( یعنی ماده اولیه و ماء را ) از چیزی میآفرید ( این آفرینش چیزی ازدیگر ) برایش نهایت نبوده ( و تسلسل پیش میآمد ) و میباید دایما چیزی با خدا میبود در حالی که خدا بود و چیزی با او نبود ، سپس چیزی را آفرید که همه چیز از او بوده و آن چیز همان ماء میباشد."

خبرنامه علوم قرآن

دریافت آخرین اخبار و آپدیت های سایت:

پایگاه های مرتبط

فرقان شفاسنتر

پل های ارتباطی

  • آدرس دفتر قم:
    ایران - قم - بلوار محمد امین (ص) بین کوچه 11 و 13
  • تلفن های تماس:
    02532930344
    09127553030
    09124553030
  • سامانه پیام کوتاه:
    10009127553030
  • پست الکترونیک:
    این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید